جلال الدين الرومي

251

فيه ما فيه ( فارسى )

فصل اهل دوزخ در دوزخ خوش‌تر باشند كه اندر دنيا ، زيرا در دوزخ از حق باخبر باشند و در دنيا بىخبرند از حقّ . و چيزى از خبر حقّ شيرين‌تر نباشد . پس آنچ دنيا را آرزو مىبرند ، براى آن است كه عملى كنند تا از مظهر لطف باخبر شوند ، نه آنكه دنيا خوش‌تر از دوزخ . و منافقان را در درك اسفل براى آن كنند كه ايمان بر او آمد ، كفر او قوى بود عمل نكرد . او را عذاب سخت‌تر باشد تا از حقّ خبر يابد . كافر را ايمان بر او نيامد . كفر او ضعيف است ، به كمتر عذابى باخبر شود ، همچنانك ميز رى كه برو گرد باشد و قاليى كه برو گرد باشد ، ميزر را يك كس اندكى بيفشاند پاك شود امّا قالى را چهار كس بايد كه سخت بيفشاند تا گرد ازو برود . و آنچه دوزخيان مىگويند أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ « * » . حاشا كه طعام‌ها و شراب‌ها خواهند يعنى از آن چيز كه شما يافتيد و بر شما مىتابد بر ما نيز فيض كنيد . قرآن همچو عروسى است با آنكه چادر را كشى ، او روى به تو ننمايد ، آنكه آن را بحث مىكنى ، و ترا خوشى و كشفى نمىشود ، آن است كه چادر كشيدن ترا رد كرد و با تو مكر كرد و خود را به تو زشت نمود ، يعنى من آن شاهد نيستم . او قادر است به هر صورت كه خواهد بنمايد . امّا اگر چادر نكشى و رضاى او طلبى ، بر وى كشت او را آب دهى ، از دور خدمت‌هاى او كنى ، در آنچه رضاى اوست كوشى ، بىآنكه چادر او كشى به تو روى بنمايد . اهل حقّ را طلبى كه فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي « * * » . حق تعالى به هركس سخن نگويد ، همچنان‌كه پادشاهان دنيا به هر جولاهه سخن نگويند ، وزيرى و نايبى نصب كرده‌اند ، ره به پادشاه ازو برند ، حقّ تعالى هم بنده‌اى را گزيده تا هركه حقّ را طلب كند در او باشد و همهء انبيا براى اين آمده‌اند كه ره جز ايشان نيستند .

--> ( * ) . سورهء اعراف آيهء 50 ( * * ) سورهء فجر آيه‌هاى 29 و 30